امام رضا..

اگه که آهو بودم

رو تپه می پریدم

چه شاد و خرم بودم

تا که اونو میدیدم


کاش می کشید رو سرم

دست خودش رو آروم

کاشکی کارم همین بود:

که من برم پیش اون


اسمش چی بود؟رضا بود

ضامن آهو ها بود

اون آهوی توی دشت

که در پی چرا بود!


آهو که بود یه مادر

شکارچی دنبالش بود

به جز امام رضا[ع]

براش پناهی نبود


تولد امامه

اون امام مهربون

داره میاد دوباره

شادی به خونه هامون..

سلام تولد امام رضاست همگی خوشحالیم!

بیاین ادامه مطلب تا باهم جشن بگیریم

ادامه نوشته

سلام من امروز خیلی مشق نوشتم برای همین هم خیلی خسته شدم.

من دلم خوش بود که دو روز نمیریم مدرسه ولی انگار بیشتر از موقعی که رفتم مدرسه  مشق نوشتم!

هنوز هم مشق دارم ولی گذاشتمشون برای فرداحالا هم گفتم یه سری به وبم بزنم تا چشمام به خاطر درس خوندن از کاسه در نیومدهحالا هم نمیدونم درباره ی چی براتون بگم

الان هم باید شعر بگم چون چند روز دیگه تولد امام رضا[ع] هستش

باور نمیکنین؛سه صفحه ی تاریخ رو کامل خط کشیدیم وقتی که زنگ خونه می خوره یه نفس راحت میکشم   دیگه حرف کم آوردم خداحافظ.

نامه یک مداد به بچه ها!

سلام اسم من مداد است و کار من نوشتن مشق های دختری تمیز و مرتب است.

او از من به خوبی مراقبت میکند و از دانش آموزان کلاس پنجم دبستان است.

اسم او مهسا است؛من دوستان زیاد دیگری هم دارم که میخواهم آن ها را به شما معرفی کنم،اسم یکی از آن ها پاکن است که وقتی من بعضی از کلمه ها را اشتباه مینویسم او به من کمک میکند تا آن ها را از اول،درست و

با دقت بنویسم.یکی از دوستان دیگرم هم مدادتراش است که وقتی توان نوشتن ندارم او به من کمک میکند

تا به کارم ادامه بدهم.یکی دیگر از دوستانم هم کیف است که همه ی ما را درون خود تا مدرسه نگه میدارد

او دوست خوبی است و مواظب است که ما گم نشویم.

حالا درباره ی چیز دیگری برایتان میگویم چون می ترسم که خسته شوید؛مهسا وقتی ما را همراه خود به

مدرسه می برد تمیز و مرتب از ما استفاده میکند.

راستی من از درختان هم خیلی متشکرم که با فداکاری خود من را به وجود آورده اند؛بچه ها اگر شما من را در دست بگیرید شما را می شناسم.فقط میخواهم بگویم که از من خوب مراقبت کنید!

از طرف:دوستتون مداد کوچولوی زرنگ

zahra

اولین مطلبی رو که توی وبم گذاشتم رو حتما بخونین!

سلام من اسمم زهراست و از 7سالگی شعر میگفتم.

راستی با تبادل لینک هم مشکلی ندارم ولی قبل از اینکه من رو لینک کنین خبرم کنین!

مادر تویی بهترینی

میخوام کنارت بمونم

از همه نازنین تری

قدرتو من خوب میدونم

میخوام بگم روی سرم

یه تاج پر ستاره است

رویش نوشته مادرم

مادر تو تاجی بر سرم

توی دلم مثل عسل

شیرینی تو،مادر من

اگر که عسل نباشه

زندگی خیلی تلخ میشه

دعا کنیم که این عسل

یه قطره از او کم نشه..

سلام لطفا بگین که راجع چی شعر بگم و توی وبم قرار بدم!

دوستون داریم.!!

از نی نی های نیمروزه گرفته تا آدم های 999ساله همتونو خیلی دوست داریم.!!

zahra

تقدیم به همه ی اونهایی که مثل من داداشی خودشون رو خیلی دوست دارن..

 داداش میره دانشگاه

من میمونم تو خونه

مشق های امسالم رو

پس چه کسی میدونه؟

دلم براش تنگ میشه

اگه یه روز نباشه

آخه تو خونه ی ما

داداشی،تک داداشه!

 داداش داداش منم ببر

دلم نمیخواد نباشی

بیشتر از هر کس دیگه

دوستت دارم من داداشی

چیکار کنم وقتی بری

هیچ جوری جات پر نمیشه

اینجا باشی یا نباشی

به یادتم من همیشه!

سلام خوش اومدین به وبم!

دوستتون داریم همتونو!

مدرسه!

سلام من امروز رفتم مدرسه!

کلاس پنجم خیلی آسونه مخصوصا برای من که همیشه شاگرد اولم!

راستی اگه شما هم میرین مدرسه بهتون خوش گذشت؟

نظررررررررررررررررررررررررررررررر  یادددددددددددددددددددددددد تون نررررررررررررررررررررررررررررررررررررررررررررررررررررررره!

سلام خوش اومدین.

سلام خیلی بی کارم برای همین نظر بدین تا مشغول خوندن نظرات شما بشم.

شعر:عروسکم

اتل متل دردونه

بلند شو ازخواب پونه

آفتاب تو آسمونه

گنجشک آواز میخونه

پونه کیه؟عروسکم

میگه که من این جا تکم

دست وپاهاش چه کوچکه

کوچک تر از عروسکه

روبانی بسته به موهاش

اون موهای خیلی زیباش

پونه که بچه ی منه

دوستش دارم بازم کمه

پونه جونم توی خونه

مثل داداشش میمونه

کار میکنه توی خونه

قدر مامان رو میدونه

رو دامنش صد ستاره

توی گوشش دو گوشواره

نگاش کنی تپل مپل

توی دلش یه دشت گل

رنگ لبش مثل انار

موهاش شبیه فواره

حالا همه با هم میگیم:

کی مثل دخترم داره؟

این هم یکی از شعر های کودکانه ای که گفتم:

یک سال پیش وقتی من

کلاس سوم بودم

رفتم به جشن تکلیف

من شاد و خندون بودم

وقتی رسیدیم اونجا

همگی چادر به سر

یه سید مهربون

اومد بالای ممبر

حرفای بسیاری زد

هر چی بخوای جواب داشت

در مورد اماما

که کارشون ثواب داشت  

وقتی رسیدم خونه

من به خدا قول دادم

که خدای مهربون

همیشه من یادتم

قلبم به من جواب داد

خدا توی قلبته

خوشحال شدم و گفتم

راست میگی؟گفت:البته!

سلاممممممممممممممممممممممممممممممم  به شمااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااا که به وبلااااااااااااااااااااااااااگم سر زدیدددددددددددددددد.

امید وارممممممممممممممممممممممممم بتونممممممممممممممممممم شعر هاااااااااااااااااااااااای زیبای خووووووووووووووووووووووودم رو براااااااااااااااااااااتون توی وبلااااااااااااااااااااااااااااگم به نمممممممااااااااااااااایش بگذااااااااااااااااااااااااارم.

 بیااااااااااااااین داخل برای چی کنار در ایستاااااااااااااااااااااااااااااااااادددددددددییییییییییددددددددددد؟

سلا من10سالمه و اسم من زهراست.از7سالگی شعر میگفتم

و اولین شعری که گفتم معنی نداشت ولی قافیه داشت.

من میخوام وقتی بزرگتر شدم استاد دانشگاه رشته ی ادبیات بشم.

راستی اگر شما هم شعر میگین در قسمت نظرات یکی از آن ها را بنویسید

تا من هم به شما نظر بدم.



 

زندگی شیرین است

زندگی شیرین است

مثل چشمه آبیست

زندگی میچرخد

مثل قصه،راویست

زندگی میچسبد

مثل رودی جاریست

زندگی پاییزیست

زندگی طوفانیست

زندگی شیرین است

زندگی بارانیست

زندگی ساده ولی

زندگی پر مهر است

گرچه تنها باشی

زندگی پیشت هست

وخدا آن را داد

به تن خسته ی ما

قدرتی بیش بریخت

به پر خسته ی ما

تا که پرواز کنیم

سوی او از ته جان

تا که نیرو بدمد

به تن خسته ی مان

پس بکن بی شک شکر

از همین راضی باش

مثل یک گنجشکک

فکر پروازی باش..

بدو بیا بعدی رو بخون.بدووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووبیااااااااااااااااااااااااااااااااااا