البته!!!
دو سال پیش وقتی من
کلاس سوم بودم
رفتیم به جشن تکلیف
من شاد و خندون بودم
وقتی رسیدیم اونجا
همگی چادر به سر
یه سید مهربون
اومد بالای منبر
حرفای بسیاری زد
هرچی بخوای جواب داشت
در مورد اماما
که کارشون ثواب داشت
وقتی رسیدم خونه
من به خدا قول دادم
که خدای مهربون
همیشه من یادتم
قلبم به من جواب داد
خدا توی قلبته
خوش حال شدم و گفتم
راست میگی؟گفت البته!!!
+ نوشته شده در یکشنبه بیست و دوم آبان ۱۳۹۰ ساعت 10:47 توسط ღ زهرا خانوم ღ
|
ღسلام من زهرا هستم و12سالمهღ